طرحواره بازداری هیجانی: علتها، نشانهها و روشهای درمانی مؤثر

عناوین
Toggleطرحواره بازداری هیجانی یکی از ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه است که در درمانهای طرحوارهای شناسایی شده است. این طرحواره به مشکل در شناسایی، درک و بیان احساسات اشاره دارد. افراد مبتلا به این طرحواره معمولاً برای ابراز احساسات خود دچار مشکل میشوند و ممکن است احساسات خود را سرکوب کرده یا از آنها اجتناب کنند. این مشکل میتواند بر روابط اجتماعی و عاطفی فرد تأثیر منفی بگذارد و در طول زمان منجر به احساس انزوا یا استرسهای پنهان شود.
مقاله مرتبط: تلهها و طرحوارهها و راه کمک گرفتن از آنها برای زندگی بهتر
در این مقاله، به بررسی علل شکلگیری این طرحواره، نشانهها و تأثیرات آن بر زندگی فرد و همچنین روشهای درمانی مؤثر پرداخته خواهد شد.
دلایل و باورهای اصلی که به این طرحواره میانجامند
طرحواره بازداری هیجانی میتواند ناشی از تجربیات مختلف در دوران کودکی یا مراحل اولیه زندگی باشد. این طرحواره معمولاً به دلایل زیر ایجاد میشود:
- تجربیات اولیه سرکوب احساسات:
در خانوادههایی که احساسات بهویژه احساسات منفی مانند غم، خشم یا ترس نادیده گرفته میشوند یا سرکوب میشوند، کودک ممکن است یاد بگیرد که ابراز احساسات اشتباه یا ناچیز است. بهعنوان مثال، اگر کودک هنگام ناراحتی گریه کند و والدین او را سرزنش کنند یا بگویند “پسرها گریه نمیکنند” یا “هیچ دلیلی برای ناراحتی وجود ندارد”، این پیام به کودک منتقل میشود که ابراز احساسات نادرست است. - فرهنگها و باورهای خانوادگی:
در برخی فرهنگها یا خانوادهها، ممکن است باورهایی وجود داشته باشد که احساسات باید کنترل شوند یا نشان دادن احساسات نشانه ضعف است. این باورها میتوانند به طرحواره بازداری هیجانی دامن بزنند. بهعنوان مثال، در خانوادههایی که تاکید زیادی بر قدرت و استقامت دارند و ابراز احساسات را نشانه ضعف میدانند، فرد ممکن است از ابراز احساسات خود اجتناب کند. - ترس از قضاوت یا طرد شدن:
افرادی که در گذشته به دلیل ابراز احساسات خود مورد قضاوت یا طرد قرار گرفتهاند، ممکن است یاد بگیرند که احساسات خود را سرکوب کنند تا از آسیب یا طرد شدن جلوگیری کنند. این نوع تجربه میتواند باعث ایجاد باورهایی مانند “اگر احساساتم را نشان بدهم، مرا قضاوت میکنند” یا “اگر احساساتم را بیان کنم، دیگران مرا ضعیف خواهند دید” شود. - نقش مدلهای عاطفی در خانواده:
اگر فرد در محیطی بزرگ شده باشد که اعضای خانواده نتوانستهاند بهطور مؤثر احساسات خود را بیان کنند، ممکن است خود نیز در برقراری ارتباط با احساساتش مشکل پیدا کند. این بهطور غیرمستقیم از محیط یادگیری کودک به آن منتقل میشود.
باورها و الگوهای ذهنی:
افرادی که دچار طرحواره بازداری هیجانی هستند، معمولاً باورهایی مانند موارد زیر دارند:
- “ابراز احساسات منجر به ضعف یا آسیب میشود.”
- “اگر احساسات خود را نشان دهم، دیگران مرا ضعیف میبینند.”
- “کنترل احساساتم نشانه قدرت است.”
- “احساسات من باید همیشه تحت کنترل باشند و نباید بهراحتی بیان شوند.”
این باورها بهطور طبیعی فرد را به سمت سرکوب احساسات یا اجتناب از آنها سوق میدهند و باعث میشود که درک و بیان احساسات خود برای فرد بسیار دشوار شود.
نشانهها و عواقب: تأثیرات این طرحواره بر زندگی فرد
طرحواره بازداری هیجانی میتواند تأثیرات گستردهای بر زندگی فرد داشته باشد، از روابط اجتماعی و عاطفی گرفته تا سلامت روانی و جسمانی. این طرحواره بهطور مستقیم با مشکلاتی در ارتباطات انسانی، مدیریت استرس و تنظیم هیجانها مرتبط است. در ادامه به برخی از مهمترین نشانهها و عواقب این طرحواره پرداخته میشود:
1. مشکل در بیان احساسات
افرادی که دچار طرحواره بازداری هیجانی هستند، معمولاً در بیان احساسات خود در موقعیتهای اجتماعی یا عاطفی مشکل دارند. این افراد ممکن است در موقعیتهایی که نیاز به ابراز احساسات دارند، مانند درگیریهای عاطفی با شریک زندگی یا اعضای خانواده، نتوانند بهطور مؤثر و صادقانه احساسات خود را ابراز کنند. این مشکل میتواند به روابط سطحی یا سرد و ناتوانی در برقراری ارتباطات عمیق و صمیمانه منجر شود.
2. اجتناب از احساسات و اضطراب
افراد مبتلا به این طرحواره ممکن است برای اجتناب از احساسات خود راهبردهایی چون انکار احساسات، انجماد هیجانی یا بیحسی را به کار ببرند. این اجتناب میتواند به اضطراب و استرسهای پنهان منجر شود، زیرا فرد نمیتواند بهطور طبیعی و سالم با احساسات خود کنار بیاید. در نتیجه، احساساتی چون ناراحتی، خشم یا اضطراب بهطور مداوم در درون فرد انباشته میشوند و او را به تدریج از درون فرسوده میکنند.
3. احساس جدایی احساسی
یکی از نشانههای اصلی این طرحواره، احساس جدایی احساسی است. افراد ممکن است احساس کنند که از دیگران دور هستند یا قادر به برقراری ارتباط واقعی با دیگران نیستند. این جدایی میتواند در روابط عاطفی، خانوادگی یا اجتماعی ایجاد شود و منجر به احساس تنهایی عمیق و انزوای اجتماعی گردد.
4. مشکل در مدیریت استرس
افراد با طرحواره بازداری هیجانی معمولاً مهارتهای محدودی در مدیریت استرس و هیجانهای منفی دارند. به دلیل سرکوب احساسات و ناتوانی در ابراز آنها، این افراد ممکن است در مواقع استرسزا دچار احساس فرسودگی یا انفجارهای هیجانی شوند. مدیریت تعارضها و چالشهای زندگی برای این افراد دشوارتر است و ممکن است با اضطراب و ناراحتی بیشتری روبهرو شوند.
5. رابطه ضعیف با خود و احساس پوچی
یکی از عواقب دیگر طرحواره بازداری هیجانی، احساس پوچی درونی است. وقتی افراد قادر به برقراری ارتباط صادقانه با خود و احساساتشان نیستند، ممکن است احساس کنند که از درون خالی هستند یا به شکلی عمیقتر از خود فاصله دارند. این احساس میتواند به افسردگی، بحران هویت یا کاهش عزت نفس منجر شود.
6. کاهش صمیمیت در روابط
در روابط عاطفی، مشکل در بیان احساسات میتواند به کاهش صمیمیت و نزدیکی میان فرد و شریک زندگی یا اعضای خانواده منجر شود. زمانی که فرد نمیتواند احساسات خود را بهدرستی ابراز کند یا وقتی احساساتش سرکوب میشوند، ممکن است شریک زندگی او نیز احساس کند که از فرد دور است. این میتواند به ایجاد فاصله عاطفی در روابط و از دست دادن صمیمیت منجر شود.
7. مشکل در برقراری روابط اجتماعی سالم
این طرحواره همچنین میتواند به فرد در برقراری روابط اجتماعی سالم و مؤثر با دیگران اختلال ایجاد کند. افراد با این طرحواره ممکن است احساس کنند که ارتباط با دیگران تهدیدآمیز است یا ممکن است با عدم تمایل به نشان دادن احساسات خود، نتوانند بهطور مؤثر در روابط اجتماعی شرکت کنند. این موضوع میتواند به انزوای بیشتر یا روابط سطحی منجر شود.
8. تأثیرات جسمانی و سلامت روانی
اجتناب از احساسات و سرکوب هیجانها میتواند تأثیرات جسمانی به همراه داشته باشد. تحقیقات نشان میدهند که افرادی که احساسات خود را سرکوب میکنند، ممکن است بیشتر در معرض اختلالات جسمی مانند سردرد، مشکلات گوارشی یا افزایش فشار خون قرار بگیرند. علاوه بر این، این الگوهای عاطفی میتوانند به مشکلات روانی مانند اضطراب، افسردگی یا اختلالات خوردن منجر شوند.
در مجموع، طرحواره بازداری هیجانی تأثیرات منفی زیادی بر کیفیت زندگی فرد دارد و میتواند بر روابط شخصی، سلامت روان و جسم فرد تأثیرگذار باشد. شناسایی این طرحواره و شروع به درمان آن میتواند به فرد کمک کند تا بهطور سالمتری با احساسات خود ارتباط برقرار کند و زندگی عاطفی و اجتماعی پربارتری داشته باشد.
روشهای درمانی: توضیح در مورد تکنیکها و روشهای درمانی
درمان طرحواره بازداری هیجانی نیازمند رویکردی چندجانبه است که به فرد کمک کند تا بهطور مؤثرتر با احساسات خود ارتباط برقرار کرده و از سرکوب یا اجتناب از احساسات جلوگیری کند. در این بخش به مهمترین تکنیکها و روشهای درمانی برای این طرحواره پرداخته میشود:
1. درمان متمرکز بر هیجان (Emotion-Focused Therapy)
درمان متمرکز بر هیجان یک رویکرد درمانی است که به فرد کمک میکند تا احساسات خود را شناسایی و ابراز کند. این درمان بر این فرض استوار است که احساسات نهتنها تجربیاتی شخصی، بلکه ابزارهایی برای شناسایی نیازها و خواستههای فرد هستند. در این درمان، فرد یاد میگیرد که چگونه با احساسات خود مواجه شده و آنها را بهطور سالم و مؤثر بیان کند.
مثال عملی:
در یک جلسه درمانی، درمانگر ممکن است از فرد بخواهد که به موقعیتهای خاصی فکر کند که در آنها احساسات خود را سرکوب کرده است. سپس از فرد خواسته میشود که با احساساتی مانند ناراحتی یا خشم روبهرو شود و آنها را در قالب کلمات و بیانیههای صادقانه بیان کند. این تمرین به فرد کمک میکند تا از سرکوب احساساتش دست بردارد و ارتباط بیشتری با احساسات خود برقرار کند.
2. تمرینات ذهنآگاهی (Mindfulness Practices)
تمرینات ذهنآگاهی به فرد کمک میکند تا در لحظه حال باقی بماند و از تجزیه و تحلیلهای اضافی یا احساسات سرکوبشده رها شود. ذهنآگاهی شامل تکنیکهای مانند مدیتیشن، تنفس عمیق و تمرکز بر بدن است که به فرد کمک میکند تا به احساسات خود آگاه شود و از واکنشهای خودکار یا اجتناب از آنها جلوگیری کند.
تمرین عملی:
یک تمرین ساده ذهنآگاهی این است که فرد در موقعیتی آرام بنشیند، چشمان خود را ببندد و به تنفس خود توجه کند. او باید توجه خود را به جریان تنفس، حرکات بدن و احساسات موجود در لحظه معطوف کند. این تمرین به فرد کمک میکند تا احساسات خود را بدون قضاوت بپذیرد و از الگوهای اجتناب یا سرکوب آنها دوری کند.
3. طرحواره درمانی (Schema Therapy)
طرحواره درمانی رویکردی است که به شناسایی و تغییر باورهای منفی که در دوران کودکی یا مراحل اولیه زندگی شکل گرفتهاند، کمک میکند. در درمان طرحواره بازداری هیجانی، درمانگر به فرد کمک میکند تا باورهایی مانند “ابراز احساسات خطرناک است” یا “من همیشه باید قوی باشم” را شناسایی کرده و آنها را با باورهای سالمتری جایگزین کند.
مثال عملی:
در این رویکرد، درمانگر از فرد میخواهد تا موقعیتهای گذشتهای را که در آنها احساساتش سرکوب شدهاند، بررسی کند و باورهایی را که در آن زمان شکل گرفتهاند شناسایی کند. سپس فرد میتواند این باورها را بهتدریج با باورهایی که ابراز احساسات را مثبت میبینند، جایگزین کند.
4. تمرینات عاطفی (Experiential Exercises)
این تمرینات به فرد کمک میکنند تا بهطور فعال احساسات خود را شناسایی کرده و بهطور سالم با آنها مواجه شود. این روشها معمولاً شامل فعالیتهای خاصی هستند که به فرد کمک میکنند تا احساسات خود را در محیطهای کنترلشده و امن ابراز کند.
تمرین عملی:
یکی از تمرینات تجربی میتواند نوشتن احساسات روزانه باشد. فرد هر روز احساسات خود را در دفترچهای بنویسد و در آن موقعیتها یا تجربیاتی که باعث بروز این احساسات شدهاند را ثبت کند. این تمرین به فرد کمک میکند تا احساسات خود را بشناسد، آنها را پذیرفته و از بیان آنها ترسی نداشته باشد.
5. مواجهه تدریجی (Gradual Exposure)
مواجهه تدریجی یک تکنیک است که در آن فرد بهطور تدریجی با موقعیتهای اجتماعی یا هیجانی که از آنها اجتناب کرده است، مواجه میشود. هدف این است که فرد احساسات خود را در موقعیتهای خاص بشناسد و بهطور مؤثری با آنها برخورد کند.
مثال عملی:
اگر فرد از ابراز احساسات در مقابل دیگران میترسد، ابتدا درمانگر از او میخواهد که در موقعیتهای کمخطر مانند صحبت کردن با دوستان نزدیک یا خانواده احساسات خود را ابراز کند. با گذشت زمان و افزایش اعتماد به نفس، فرد میتواند این تمرین را در موقعیتهای پیچیدهتر یا اجتماعیتر انجام دهد.
6. رواندرمانی حمایتی (Supportive Therapy)
در این نوع درمان، درمانگر به فرد کمک میکند تا احساسات خود را بیان کرده و در کنار دیگران احساس حمایت و امنیت کند. این درمان بهویژه برای افرادی که از بیان احساسات خود میترسند یا نگران طرد شدن هستند، بسیار مؤثر است.
مثال عملی:
در این درمان، فرد میتواند احساسات خود را در یک محیط امن و بدون قضاوت با درمانگر در میان بگذارد. این تجربه به فرد کمک میکند تا احساساتش را بهطور آزادانه بیان کرده و از سرکوب آنها دوری کند.
روشهای درمانی برای طرحواره بازداری هیجانی به فرد کمک میکنند تا روابط سالمتری با احساسات خود برقرار کرده و از سرکوب یا اجتناب از آنها جلوگیری کند. با استفاده از تکنیکهای مختلف مانند درمان متمرکز بر هیجان، تمرینات ذهنآگاهی و طرحواره درمانی، افراد میتوانند بهطور مؤثرتر احساسات خود را شناسایی، بیان و مدیریت کنند.
نتیجهگیری: خلاصه و دعوت به اقدام برای مشاوره
طرحواره بازداری هیجانی میتواند تأثیرات عمیق و منفی بر کیفیت زندگی فرد داشته باشد. این طرحواره به مشکلاتی در شناسایی، درک و بیان احساسات اشاره دارد و میتواند بر روابط اجتماعی، سلامت روانی و عملکرد فرد در موقعیتهای مختلف تأثیر بگذارد. افراد مبتلا به این طرحواره ممکن است با سرکوب یا اجتناب از احساسات خود، دچار اضطراب، احساس جدایی احساسی، مشکلات در روابط عاطفی و حتی استرسهای پنهان شوند.
با این حال، خوشبختانه درمانهای مؤثری برای این طرحواره وجود دارد که به فرد کمک میکند تا رابطه سالمتری با احساسات خود برقرار کرده و از سرکوب آنها خودداری کند. تکنیکهایی مانند درمان متمرکز بر هیجان، تمرینات ذهنآگاهی، طرحواره درمانی و تمرینات تجربی میتوانند به افراد کمک کنند تا احساسات خود را بهطور مؤثر شناسایی و ابراز کنند و در نتیجه، روابط اجتماعی و عاطفی سالمتری داشته باشند.
اگر شما هم با مشکلات مشابه روبهرو هستید و احساس میکنید که نمیتوانید بهطور مؤثر با احساسات خود ارتباط برقرار کنید، جستجوی کمک از یک متخصص سلامت روان میتواند گام مهمی در مسیر بهبودی باشد. مشاوره و درمان حرفهای میتوانند به شما کمک کنند تا باورهای منفی خود را تغییر دهید، مهارتهای تنظیم هیجانی خود را بهبود بخشید و به احساسات خود دسترسی بهتری پیدا کنید.
یادآوری میکنیم که هیچگاه برای جستجوی کمک و تغییر دیر نیست و شما شایسته زندگی سالم و متعادلتری هستید که در آن احساسات خود را بهطور آزادانه و بدون ترس از قضاوت بیان کنید.
دیدگاهتان را بنویسید